۱۷۶

 

... يه خانم جينگول وسواسی ميشناختم ؛ شوهر کرد به يه کلاغ خوش تیپ ... آخه هم واسش طلا و نقره می آورد هم براش صابون می دزديد ...

... البته هرچی کلاغه رو شست سفيد نشد ...

/ 22 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
MahGol

تازه اشم .... Death makes angels of us all and gives us wings where we had shoulders smooth as raven claws

nevise

yekio mishnakhtam ye dost dasht ke migoft mesle khahareshe kheyli rahat yadesh raft:D siah ya sefid oni ke mimone zate! he he he

حباب

راستی یه سر بزن...یه مزخرفاتی نوشتم.ماکرومالیستی!!!!!!!بیا یه سر بزن!حباب!

niloo

ميرفت خودشو سياه ميكرد..نه ملتِ كلاغارو!!

F

اينهمه آدم اومدن كامنت دادن يكيشون از اين دعاهاي خوشگل واسم نكرد دست شما مرصي

اسدا...

صابونش خوب نبوده باید صابون ARCO میزد هه هه هه

اسدا...

سلام ما دوستان جديديم و امدن خودمون رو تبريک می گوييم

سيامك

تا ...ت بسوزه !

شادی

کلاغه يه زن ديگه نميخواد؟؟؟