۱۶۹حجاب ... مصونيت

 

... سينه و شکم و رون و لختِ لخت  ... البته سرش رو کاملا پوشيده بود ... ...

بوقلمون از پا آويزون شده بدترين چيزی بود که به عنوان بهترين چيز يه مغازه بشه آويزون کرد

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
baroonekavir

اسم وبلاگت خيلی جالبه ها هر جوری بخونی همونجوری معنی می ده مثل شعرهای حافظ می مونه!!!!مينی ماليده.مينيمال ايده هر کدومشون هم دو تا تعبير دارن.دودوتا...

C@Y

az koja midooni BEHTARIN CHIZE maghaze oon booghalamoone boode !?

panda

نميدونم چطور شده هر جا ميرم مردم دارن به مينيمال نويسی و گزين گویه رو ميارن لابد همه فکر ميکنن اگه نيچه نباشن ديگه حتمن کارور هستن...اما نوشته های مينيمال تو رو دوست دارم...موفق باشي

nevise

salam ajab bihayaie in booghalamon

hishkas

خيلی باحال بود . همشو يه نفس خوندم . دو بار !

python

بذار اعتراف کنم من چند وز پيش که اينو خوندم نگرفتم / يعنی ميگی اين کاغذا که سرشون میپيچونن باس خون نيس که نريزه؟

w

م

شادی

به اين ميگن نمونه کامل يکی از اون خواهر های کميته ای...!