۱۵۲

 

... امروز بالاخره آمبولانسه زيرم کرد ... شانس آوردم ...‌ اين ور خيابون save كرده بودم ...

/ 26 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
khers mehrban

سلام مطمئنی که سيو کردی ؟ يادت که نرفته !

me

خيلی عالی بود بزمجه!

shabdiz

ميام ازت ميگيرم وی سی دی و ...اتفاقا همين الان که کامنتتو ديدم تو فکر اين کلهر مادر جنده بودم !

رضا

تعریف مینیمالیست توی ادبیات یه چیز دیگست ...اما توی پرشین بلاگ تو یک استثنا هستی...برای مدتی آدرست رو گم کردم و امروز خوشحالم که خیلی اتفاقی دوباره پیدات کردم و تمام آرشیوت رو یک نفس خوندم.

akhavi

شهر در دست تبهكاران ؟ زندگي تو رو هم به گه كشيده؟

raha-raha

شرمنده ! هيجان زده شدم . مدل خودم ذوق کردم . شاکی نشی ها . اصلا خر منم .

من

ميگم حرف نداری ينی نداری . . . تو ناخدايی . . .