minimal

۳۳


نيشش بازئه و به چاهک حموم که درش نيمه بازه زل زده ... وقتی به خودش مياد تعجب ميکنه که به چی فکر ميکرده !

   + minimalist ; ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/٢٤
comment نظرات ()

۳۲


حاجي به بچه اش چپ چپ نگاه ميكنه و هيچي نميگه ... آخه بچه اش داره روز عاشورا كالباس ميخوره ...

   + minimalist ; ٧:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/٢۱
comment نظرات ()

۳۱


کم نيارم ؟ ... کم آوردم ؟‌... عمرا ...

   + minimalist ; ٢:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/٢٠
comment نظرات ()

۳۰


... اگه از ساز زدن گداهه خوشت بياد و بهش پول ندي ؛ دزدي كردي !

   + minimalist ; ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/۱٧
comment نظرات ()

۲۹


اگه هر بار كه يكي تو فيلم هاليوودي ميگه Fuck يه بوق بذارن ؛ آدم فكر ميكنه داره فيلم عروسي نگاه ميكنه !

   + minimalist ; ۱:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/۱٦
comment نظرات ()

۲۸


با شعوری اين نيست که همه چيز رو درک کنی ... اینه : اگه نمیکنی لااقل لبخند بزن ...

   + minimalist ; ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/۱٤
comment نظرات ()

۲۷


زن و شوهر ايده ال : زن ملوان زير دريايي ؛ شوهر فضا نورد .

   + minimalist ; ٩:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/۱۳
comment نظرات ()

۲۶


... خدا فظ ... شبت طلا ...

   + minimalist ; ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/۱٠
comment نظرات ()

۲۵


جانمی بالاخره يکی مثل خودم پيدا کردم ... اونم از کوتوله های کچل لنگ چپ و چوله اس ...

   + minimalist ; ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/۱٠
comment نظرات ()

۲۴



سين بيخود ميگه... من داشتم نفس خودم و ميكشيدم ... كي اداي اونو در آوردم ؟...

   + minimalist ; ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/۸
comment نظرات ()

۲۳


جاده ، ماشين ، هواپيما ،مترو ، تلفن ، موبايل ، ميل ، چت ، وب كم ..... فراق ؟!

   + minimalist ; ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/٧
comment نظرات ()

۲۲


هر وقت ديدمش از اين ميترسيد كه كم بياره . الان هم كه 6 ماهه سيگار رو ترك كرده هنوز پوست و استخونه .

   + minimalist ; ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/٧
comment نظرات ()

۲۱


۱ نمیدونم دو تا وبلاگ داشتن از دو تا زن داشتن بهتر بدتره ؟ یا بدتر بهتر !
۲ سين ميگه فلسفه الف تو زندگی اينه : منحصر به فرد باشه کوفت باشه !

   + minimalist ; ٥:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/٥
comment نظرات ()

۲۰


نسکافه اش رو تلخ می خوره اما غذاش بيشتر ايناس : چیپس پنير آش رشته و اسمارتيز .

   + minimalist ; ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/٤
comment نظرات ()

۱۹

تناسخ يک سرخپوست در هيئت پلنگی بود به اسم فيل کوچيکه که غار غار ميکرد موز هم ميخورد و خرس میپوشید...

   + minimalist ; ٩:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/٢
comment نظرات ()

۱۸


نترس که ترس از هر چيزی بدتر از خود اون چيز ئه ...

   + minimalist ; ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/۱٢/۱
comment نظرات ()